سفارش تبلیغ
صبا

ایوون رویا

 

به دنبال آرزوهایم می روم

هرچه می خواهد از
 

سنگ سرزنش

قضاوت ببارد …

هیچ کس را توان ستادن

تصویر رویایم نیست …

عهد بسته ام

قبل از مرگم

نمیرم …


جمعه 94/3/29 | 11:24 صبح | مائده | نظر

 

 

یه روزی یکی واسه اولین بار یه " کلم " می بینه .

 
اولین برگش رو میکنه، میبینه زیرش یه برگ دیگه

 
هست

 

و زیر اون برگ یه برگ دیگه و … با خودش میگه :


" چه چیز مهمیه که اینجوری کادو پیچش کردن؟ "

 
تا تهش میره و برگها تموم میشه و متوجه میشه

 
که چیزی توی اون برگها پنهان نشده


داستان زندگی هم مثل همین کلم هستش


ما روزهای زندگی رو تند تند ورق می زنیم


و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده


در حالیکه همین روزها آن چیزی است که باید


درکش کنیم …


و چـقـــدر دیـــر میفهمیــم که


بیشتر غصه هایی که خــوردیم


نه خوردنی بود نه پوشیدنی،فقط دور ریختنی


بود !


زنــدگـی همین روزهــاییست که


منتــظـر گــذشتنـش هستیـــم …


پنج شنبه 94/3/28 | 4:38 عصر | مائده | نظر

 

میلیون ها درخت در جهان به طور اتفاقی توسط موش ها و

سنجاب هایی کاشته شدندکه دانه هایی را مدفون کردند و

سپس جای مخفی آن را فراموش کردند.

خوبی کن و فراموش کن...

روزی رشد خواهد کرد.



پنج شنبه 94/3/28 | 4:23 عصر | مائده | نظر


دلم تنگ است

 
مثل لباس سال های دبستانم


مثل سال های ماموریت های طولانی پدر


که نمی فهمیدم


وقتی می گویند کسی دور است


یعنی چقدر دور است.


دوشنبه 94/2/28 | 9:1 عصر | مائده | نظر

 

 

 

وقتی ظرف می شویی،دعا کن .. شکر کن ..

 به خاطر این که ظرف هایی داری که بشویی

یعنی غذایی در کار بوده
 

یعنی کسی را سیر کردی
 

یعنی با محبت، با عشق
 

از یکی دو نفر مراقبت کردی

برایشان آشپزی کردی، میز چیده ای

تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه

ظرفی برای شستن ندارند

یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند!



جمعه 94/2/25 | 1:41 عصر | مائده | نظر

 

 

تمام معادلاتم را بهم زده ای !


دائم پنج را برعکس می نویسم..!


یکشنبه 94/2/20 | 1:16 عصر | مائده | نظر

 

 

یاد گرفتم بخندم و ببخــشم .

خدا نیستـم ؛

اما زیر سایه اش بزرگ شدم..
.


یکشنبه 94/2/20 | 1:8 عصر | مائده | نظر

 

 

جهـــان ســــــوم

جــــایی است که

در آن مــردمش منتــــظر " آمـــدن " یک روز خـــوب هستند،

نه " آوردنـــش "


سه شنبه 94/2/15 | 2:35 عصر | مائده | نظر

 

 

هی رفیق  :

اگه میدونستی آدما تو شبانه روز چند دقیقه فکر می کنند

 
اصلا نگران این نبودی که در مورد ِ تو چه فکری می کنند...

 
بشین و عصاتو با همون عشقی تمیز کن که


یه وسترن هفت تیرش رو تمیز میکنه


این پـــــــــا ، درد میکنه واسه هر چی رفتنه ...


شنبه 94/2/5 | 7:17 عصر | مائده | نظر

 

نه ماه انتظار
 

 و یک عمر نگرانی

 

 حس آزاد دخترانه را

 

 به مهر مادری دادن

 

 بزرگترین ایثار یک زن است ...!


جمعه 94/1/14 | 4:8 عصر | مائده | نظر
<      1   2   3   4   5   >>   >
Shik Them